حسنعلى خان افشار
78
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
شهر از ماكويى ( 24 ) شده ، زياد خراب كارى نمودهاند و مردم را از پا انداختهاند و اهل شهر حالا زياد از نواب خانلر ميرزا راضى هستند . خصوص از پيشكارش ، ميرزا ابو طالب كه خيلى خوب رفتار مىكند . كارهاى شهر همه با آن است . خانلر ميرزا همهاش در بيرون [ 8 ر ] حسب الحكم مشغول خدمت است . رجوع به كار شهر ندارد . پسرش ، جلال الدين ميرزا ( 25 ) ، نايب الحكومه است و كار همه با ميرزا ابو طالب است و مشار اليه هم از سادات عالى نسب نائين است . مدتى است ، از قرار تقرير كه در خدمت نواب خانلر ميرزا است . خيلى آدم با تمكين و وقار چيز فهم است . همهء رعايا و اهالى شهر مشغول دعاگويى دوام دولت ابدمدّت قاهره ، آسوده حال و فارغ البالند . انشا الله تعالى من بعد روزبروز آبادى خواهد شد . روز دوشنبه بيست و ششم « 1 » ( 26 ) خانزاد عزم رفتن به خانه آقا سيد محمود ( 27 ) و حاجى اسد الله مجتهد ( 28 ) را گذاشته غرض اين بود ، هم ديدن نموده و هم از احوالات و گزارشات « 2 » ايشان مخبر باشم . اول رفته آقا ميرزا محمود را ديده ، معظم اليه مجتهد خوبى است . زياد شكرگزارى « 3 » دولت ابدمدّت و دعاگويى وجود مبارك همايون پادشاهى نموده و از شاهزاده حاكم هم رضامندى زياد دارد . معظم اليه سيد است و جميع سادات بروجرد در سر آن است . لكن حاجى ملا اسدالله سيد نيست ، عالم است و علماء در سر آن است . اين دوفرقه با هم ضدّند . اما فرقهء سادات پرزورتر است . بعد از شرفيابى خدمت آقا ميرزا محمود ، به خانهء حاجى ملا اسد الله رفته ، از احوال ايشان قدرى رنجيدگى از حاكم يافتم . آنچه مىگفتند اين بوده كه حاجى ملا اسد الله دولت زياد دارد و املاك زياد دارد و شاهزاده « 4 » مطالبهء ماليات مىكند . معروض اليه بدش مىآيد ، جهت آن بوده ، بارى اوضاع ايشان قدرى به خانزاد خوش نيامد . اوضاع [ را ] ملا بازى مشاهده كرد . [ 8 پ ] و ديگر روز دوشنبه بيست و ششم شهر ذيحجه از شهر بروجرد يوسف بك ، آدم عاليجاه سليمان خان سهام الدوله كه با خانزاد همراه بود ، عريضه به شاهزاده اردشير ميرزا نوشتم و كاغذى هم به سهام الدوله بهجهت مژدهء خلعت مبارك ، مشاراليه را روانه
--> ( 1 ) . در اصل : دوشنبه بيست و هفتم . ( 2 ) . در اصل : گذارشات . ( 3 ) . در اصل : شكرگذارى . ( 4 ) . منظور : خانلر ميرزا .